" به نام خدا "  در این وبلاگ سعی شده که شما بازدید کننده ی گرامی با عزاداری مسلمانان در نواحی مختلف کشور ایران و همچنین عزاداری مسلمانان سایر کشورها و هر آنچه در مورد عاشوراست آشنا شوید. اگر مطالب مورد پسند بود من را هم دعا کنید التماس دعا مدیر وبلاگ فاطمه رحمانی
 افتخارات وبلاگ : 

کسب مقام سوم در رشته وبلاگ نویسی اولین فراخوان همایش سراسری لبیک یا امام حسین علیه السلام

 

  " فریاد کربلا بلندترین فریادی که در سراسر تاریخ شنیده می شود "

عاشوراست که فریاد شور انگیزش، در همیشه گلدسته های تاریخ بلند است و به روان مسلمانان قرآن می آموزد.

عاشوراست آن راز بزرگی که به ماندگاری حج می انجامد و صفا و مروه را حیاتی دیگرگونه می بخشد.

عاشوراست آن خون سرخی که در رگ های جوانمردان اقلیم روشنایی، به خروش در آمده است.

عاشوراست که از نماز، حماسه می سازد و سجاده را با گل های شقایق زینت می بخشد.

عاشوراست که «ما عرفنا حق معرفتک» را جامه عمل می پوشاند و «و ما عبدنا حق عبادتک» را جلوه دیگرگونه می دهد.

عاشوراست که «رسالت» را از «اسارت» باز می شناساند و «حیات» را از «ممات» می باوراند.

عاشوراست که به آبشار روان زندگی، طراوت می چشاند و پرتوهای ملکوت را به گستره خاکی باز می تاباند.

عاشوراست که طفل عقل را در صحرای جنون می داوند و نهالِ خروش را در سرزمین سکوت می نشاند.

عاشوراست که نوجوانان شجاعت را به بلوغ می رساند و به چشمانِ منتظر، سعادت فروغ می رساند.

عاشوراست که حساب را گستاخی زوزمندان می ستاند و کتاب مظلومیت بشر را باز می خواند.

عاشوراست که دوباره به عدالت سلام می کند و کارِ هر چه ستم را تمام می کند.

و عاشوراست آن حقیقتی که عاشورایش می خوانند و برادر بزرگ ترِ تاسوعا!

حسين بيشتر از آب،تشنه‌ لبيك بود...

 

خبرگزاری فارس: حسين بيشتر از آب،تشنه‌ لبيك بود...

«حسين بيشتر از آب، تشنه‌ لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند.» نه اين كه نبايد براي مظلوميت حسين و اهل بيتش گريست؛ نه اين كه نبايد براي لب‌هاي تشنه‌ي علي اصغر گريه نكرد؛ يا اين كه كودكان خيام حسين كه زير شلاق اشقيا خرد مي‌شدند و هيچكس نبود تا آنها را در پناه خود گيرد، مگر مي‌توان از ياد برد؟ يا اين كه مگر مي‌شود آن روز را از ياد برد كه عباس چگونه خود را به نهر علقمه رساند و مشك‌هاي عشق را پر كرد از آب، اما جرعه‌اي ننوشيد از آن؛ چرا كه زنان و كودكان تشنه‌اند، زنان خيمه‌گاه ديگر نمي‌دانند با كودكان تشنه چه كنند. لبيك يعني اين... مگر مي‌شود آن همه قساوت را فراموش كرد، اصلاً مگر تاكنون فراموش شده است؟! مي‌توان علي اصغر را از ياد برد؟ آن هنگام كه حسين علي اصغرش را بر روي دست به سوي سپاه يزيد برد و جرعه آبي خواست براي كودك شش ماه‌اش، با تير سه شعبه پذيرايي‌اش كردند و مي‌دانست كه اينگونه مي‌شود. اما حسين بيشتر از آب، تشنه‌ي لبيك بود... لبيك يعني هنگامي كه حسين يارانش را دور خود جمع مي‌كند در سياهي شب؛ به آن جماعت مي‌گويد كه قرار است چه شود. آنها كه مي‌مانند لبيك گفته‌اند؛ بدا به حال آنها كه رفتند. لبيك يعني تا آخر ماندن؛ لبيك يا حسين يعني جان را فداي حسين كردن؛ لبيك يا حسين يعني بي‌قرار شدن؛ يعني بدرقه كردن به سوي رهايي و پرواز و آنگاه كه پيكرش را براي مادر مي‌آورند بگويد؛ مرا پيش فاطمه زهرا(س) رو سفيد كردي؛ حسين فرزند مكتبي است كه هنر خوب شهيد شدن را خوب آموخته بود و شهادت جنگ نيست، رسالت است، پيام است. و آن جمله زيبا كه گفته است «حسين بيشتر از آب، تشنه‌ لبيك بود، افسوس كه به جاي افكارش زخم‌هاي تنش را نشانمان دادند و بزرگترين دردش را بي آبي ناميدند» .


ادامه مطلب


تاريخ : جمعه 18 اردیبهشت 1394  | 11:02 ق.ظ | نویسنده : فاطمه رحمانی |

 

تدبير پيشوايان دين در زنده نگاه داشتن راه سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ

Image result for ‫راز جاودانگی قیام سرخ عاشورا‬‎

پس از شهادت حسين بن علي ـ عليه السلام ـ حكومت همواره در تصرف حاكمان فاسد و جائر بود و ستمگران بر جوامع مسلمين سيطره داشتند. از آنجا كه خوي ستمگري هيچ گاه با ظلم ستيزي و عدالت خواهي و برقراري احكام شريعت نبوي در جامعه سر سازش نداشته است، حاكمان فاسق و ستم پيشه را بر آن داشته بود كه به مبارزه هميشگي با چنين روحيه اي در ميان مردم و رعاياي خود بينديشند. از اين رو، در طول تاريخ، نوك پيكان سردمداران دنياطلب و ستمگر به سمت كانون عدالتخواهي و ظلم ستيزي، يعني نام مبارك حسين بن علي ـ عليه السلام ـ بوده است.



آنان تمام تلاش خود را در محو كردن نام، ياد و خاطره شهادت او، به عنوان سرچشمه اي پاك و زلال براي نجات مردم ضعيف و ستمديده مصروف داشته اند زيرا تنها در آن صورت بود كه مي توانستند حكومت خود را از حاشيه امنيتي بالايي برخوردار نمايند و آسايش خاطر آشفته خود را فراهم آورند.


ادامه مطلب


تاريخ : پنج شنبه 6 مهر 1396  | 02:00 ب.ظ | نویسنده : فاطمه رحمانی | نظرات 0

 

 

 

 

 

 

اين روزها از کوچه هاي ديار ما عطر کربلا مي آيد؛ عطري که غوغا مي کند، تبسم را به يغما مي برد و بر شعف مي شورد. کربلا فقط خزان غم نيست، بهار قيام است و فصل وصل سالکان. کربلا، هم مقتل امير عشق است و هم قتلگاه تمام عاشقان تاريخ. کربلا بهشت است و اشک شيعه، نهر زلال بهشتيان. کربلا، مدينه دلدادگي است، کعبه شيدايي و مشهد شيداييان. کربلا خورشيد منظومه آفرينش است و اقيانوس خون خدا. زمزم عاشوراييان، فرات است و سعي صفاصفتان از علقمه تا خيمه ها. محراب نماز ما ابروان ماه بني هاشم است.

زائران نينوا احرام سياه به تن دارند و همپاي زينب (س) طائف گودال قتلگاه حسينند. فرود دست ها بر سينه هاي سوخته، روايت ناشکيبايي شيعه در مصيبت مظهر رضا و شکيبايي است. در عزاي سالار حماسه و شمشاد سرخ شهادت، شط اشک به وصال درياي خروشان خون رسيده است. ما دل به عاشورا سپرده ايم و مونس صباي عشق و جرعه نوش سبوي وفا گشته ايم و حيات و عزت خود را در آيينه سرخ کربلا مي بينيم. امروز، صحيفه اندوه و آه در برابر ديدگان مشتاقان عاشورا گشوده مي شود و شهادت در افقي فراخناکتر از تاريخ، طلوعي مکرر مي يابد. ايثار، با مصداقي عظيم و لاله آسا به ظهور مي رسد. امروز تمامت هستي، «حسين» را زمزمه مي کند و «سقاي کربلا» را مي خواند. عطش از گستره خاک تا چکاد افلاک را فرا مي گيرد. قلب سوگواران بسان دشت تفتيده نينوا چاک چاک مي شود. سيماي کربلاييان برافروخته مي شود و دست هاي عزاداران، برافراخته. اينک شراره هاي شرافت غم از آتشفشان عشق مي تراود. امروز به آستان سرخ عاشورا، قدم مي گذاريم و ميهمان ضيافت اشک و خون مي شويم؛ عظم الله اجورنا و اجورکم.


ادامه مطلب


تاريخ : یک شنبه 17 بهمن 1395  | 10:51 ق.ظ | نویسنده : فاطمه رحمانی | نظرات 0
تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.